برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
آنقدر دورم ازین حال و هوا
که گویی هیچگاه زندگی نکرده ام
آن روزهایی را که می خندیدم
و
آن شبهایی که گرمای لطیفش نوازشگر گونه هایم بود
آنقدر همه چیز در گردش است
که
از کنترل خارج شده
آنقدر بزرگ شدیم که
کودک نماندیم و
بزرگ شدیم که نخندیم
و شب را سر کنیم تا فردا بزرگتر شویم
و
هیچ گاه یادمان نیاید تا بدانیم چرا
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
تولدت مبارک منگلستان من
اگه زاییده بودمت الان میشد 15 سالت
4 سال دیگه میگذشت همسن من میشدی وقتی ایجادت کردم
من میتونستم الان نوه داشته باشم حتی
ولی بچه هم ندارم
و اصلا هم پشیمون نیستم ازین قضیه
همین که یک چیزی ایجاد کردم و خاطرات خوش اون سالهای بی خیالی همراه با بوی کولرآبی میاد کافیه
کاش میشد بچه های قدیم رو پیدا کرد
چه روزگاری داشتیم
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
تولدمون مبارک دو سال گذشت ...
چه زود ![]()
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
اول از مسابقه ی قسمت پیش شروع می کنیم :
بابا شما دیگه خیلی نابغه این
حکم قاضی این بود :
.: پسره به یک سال حبس ابد محکوم شد و مریم هم شد متهم ردیف دوم!!! :.
پس اگه مریم متهم ردیف دوم بشه ، پسره تبرئه میشه ...
خب پ
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
رحیم و کریم رو دادگاهی کردن ... هر کاری که کردن نتونستن ثابت کنن که بیگناهن !
حکم تدفین ما هم اعلام شد ... یه جای سرد و تنگ و تاریک ... تازه دو تا موجود هم بودن اونجا هی ما رو سوال جواب میکردن ... خیلی سخت و دردناک بود ... نمی دونم چطوری ، ولی ما
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی
نحوه ی ایجاد منگلستان به روایت مجازی :
یه شب تا دیروقت بیدار بودیم و مونده بودیم که چیکار کنیم . گفتیم بیایم و یه وبلاگ بسازیم و بعد حذفش کنیم ...
اولین اسمی که به ذهنمون خطور کرد منگل بود اما وبلاگی به اسم mongol موجود بود !
برچسب: منگلستان,
نویسنده: باربد فدایی
اوووووووووه ... باورم نمیشه !!! یعنی ما باز برگشتیم ؟؟ بعد دقیقاْ ۳ ماه ؟!
نمیدونین چقدر دلمون تنگ شده بود ( مخصوصاْ دل اینجانب ! )
یاد اون روزا به خیر ... پارسال همین موقع چه برو بیایی داشتیم ...
حالا به هر حال برگشتیم فعلا .
این دفعه میخوام ب
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی