عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام میم ده که به پیری برسی
بعد مثلا عمر حافظ که بی حاصلی بگذشته باشه عمر ما به عن گذشته است
بهار آمد و بوی عنبر آورد در واقع باستی ذکر شود اینجا منظور این بوده است که بهار آمد و بوی عن بر آورد
عن در امیدواری عن در امیدوارییییی
نمیدانم اولین انسانی که این کلمه را به زبان آورده و کاربردش را برای عن در نظر گرفته چه چیزی تو سرش بوده است؟
چرا برای مواد اضافه ی دفع شده از بدن اسامی زیادی وجود دارد؟
چرا موجودات طوری آفریده نشده اند که هرچه میخورند جذب شود و چیزیش دفع نشود؟
حتما دلایل بسیاری وجود دارد، ولی مثال این می ماند که اول یک اثر هنری خلق کنید و بعد در موردش نظریات و نقدهایی را بنویسید، نمی دانم ملتفت می شوید؟ ممکن است با پاشیدن سطل های رنگی بر سطح بود به ناگاه تصاویر عجیبی از کهشکان و عن و آچار فرانسه پدید آورید. وانگه وانگه که با تماشای آن در ذهن بخواید این سه فاکتور را با یکدیگر ترکیب کنید و فلسفه ای برای آن ببافید.
حالا چندی از تفاسیر را بازگو میکنم
-عن بر آچار فرانسه های موجود در دنیا ( که درین لحظه کمپین های نه به آچار فرانسه تشکیل میشود و هدف از آن سعی بر حذف این ابزار اجنبی ساز بر زندگی بشر می باشد)
- عن راه حلی برای غلبه بر مشکلات بشر (آچار فرانسه نمود چیز مشکل گشا)
- عن برین عالم و متعلقاتش (آچار فرانسه نمود صنعتی شدن زندگی بشر)
در ره منزل لیلی که خطرهاست دران
شرط اول قدم آن است که پی پی باشی
برچسب:
نویسنده: باربد فدایی